خیلی دوست دارم چیزی بگم ولی دیگه حرفی ندارم. انگار کلمات دیگه تحمل وزن افکار و احساسات منو ندارن. دیگه واقعا... اگه قبلا صحبت از بیحسی میکردم، هنوز کامل باهاش آشنا نبودم. مثلا دیگه چی میتونه حس رو بهم برگردونه؟ چی انقدر قوی باشه که معجزه کنه؟ هیچی. پس دیگه بیخیال. دوست دارم چشمامو ببندم و رها کنم. نگران این نباشم که رود منو میبلعه یا از آبشار پرت میکنه پایین. دیگه چندان فرقی نداره.
روالاً مینو
21:32
۱۴۰۴/۱۱/۲۰
برچسب:
نویسنده: شیوا جعفری