خرید بک لینک

Long time no thing

چقدر نیومدم. چقدر چیزی نگفتم. چقدر رفتم و دیگه معنایی برای بازگشت پیدا نکردم. از همون اول، هر ماه نشد این‌جا چیزی ننویسم. حالا پنج ماهی هست هیچی نگفتم که البته شرایط محیط و دنیا مسبب شد. ولی... سلام. این همه وقت، هیچی. فقط تصمیمات جدید برای زندگی. فقط گسترش مسیر تلاش. فقط پوست بهتر، رژیم بهتر، روزمرگی بهتر. فقط پذیرش تعدادی رنج بیخ‌دار. فقط... باورِ محکم‌تر. ایمان. به پوچ نبودن.

یادمه داشتم با بوت‌استرپ (به احتمال زیاد) قالب این‌جا رو می‌نوشتم. دختر... یه زمان چقدر درگیر این html بودم. حالا با نکست کار می‌کنم و می‌گم چقدر ریکت رو ساده کرده. حالا... چه بزرگ شدم. دو روز دیگه ۲۱ سالم می‌شه. «نفس عمیق» چه روزایی، دختر. چه تیکه‌هایی که از قلبم کنده شد. چه سیل‌هایی که از چشمم روانه. بهانه بهانه بهانه... «شوق شاعری‌اش شکوفا می‌شود.»

به‌هرحال الان دیگه خودمم دقیق نمی‌دونم کی‌ام. فقط می‌دونم یه چند نفری هستم. درون من یه گتسبی بزرگه. منطق و احساس عاشق و معشوق قدیمی‌ان. حالا هم‌دیگه رو بعد از مدت‌ها دیدن. جالبه که این درون منه. و بین منطق و احساسم. ولی بین خودم و بقیه... دیگه به کسی اجازه نمی‌دم برام نشونه بذاره و مبهم حرف بزنه. دیگه نمی‌ذارم مغزمو روی ایما و اشاره‌هاشون از مو روی کمر بکشن. دیگه همینه که هست.

چقدرم حرف داشتم. این‌جا جای جذابیه. مثل خونه. جایی که منو به گذشته وصل می‌کنه. منحوسم... متاسفم که یه دنیای متروکه شدی. همین. چیزی جز متاسف نیستم. نه قولی می‌دم نه وعده و احتمالی. متاسفم.

روالاً مینو

20:50

۱۴۰۵/۰۴/۰۶

برچسب: نویسنده: شیوا جعفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 10:20

صفحه بندی