خرید بک لینک

Yes

وقتی هم‌سن و سالام رو که دوستام بودن می‌بینم، یادم میفته از چه فاز مخروبه و متروکه‌ای بیرون اومدم. حداقل حالا یه آدم قدیمی‌ام، نه درهم‌شکسته، نه بچه. و بهش افتخار می‌کنم. بزرگ شدن درد داشته و داره، اما رسالت من انتقال درد نیست. انتقال اینه که حتی اگه زندگی روت آوار شد، سرتو باز هم بگیر بالا. می‌بینیش، اون منفذه، اون کورسوی نور، هنوزم هست. حتی وقتی خسته‌ای و مثل من دم از مرگ زدی، زانوهاتو ماساژ بده و حتی اگه دیدی استخون پاهات زده بیرون، برای درمان کمک بگیر. می‌تونی پاشی، بهت قول می‌دم. هیچ پایان ابدی‌ای وجود نداره. همه این سلسله پایان‌های نامتناهی... تموم می‌شن، و به جایی می‌رسیم که پایان دردناکی ته زندگی رو نمی‌بنده. حداقل خوشحالم که اینو فهمیدم و قدرت ابرازش رو دارم. بعضیا هنوز از اون بن‌بست نوجوونی و سیم‌خاردارش بالا نکشیدن. من بالا کشیدم، حتی اگه خراشیده شدم.

روالاً مینو

21:57

۱۴۰۴/۱۲/۰۶

برچسب: نویسنده: شیوا جعفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 10:20

صفحه بندی